خرید بک لینک

سروش آمد به گوش من، ندا از کوی جانانه چو گنج معرفت خواهی برو تو سوی میخانه
به کأسی از خراب آباد بشو جان و تن خود را چو خواهی در کنی دیو رجیم را از تنِ خانه
که بی می هیچ کس بینی به قصر آرزو آید به زلف یار زند چنگی هر آن کو شد به بتخانه
دمی آسایش گیتی چو خواهی گوش کن جانا نیابی جز به ساق ساقی و بر شرب مستانه
چه می گو یی تو از افسون چرا بندی بسی افسان کراماتش نمی بینی ، یقین باشی تو دیوانه
حدیث زلف و جنت را ز ساغر بشنو ای هشیار که می اید صدایی خوش ز موسیقی خمخانه
نوید آمد به گوش من چو خواهی معرفت یابی مداوم مست باش و خوش بنوش از جام، رندانه


برچسب: خمخانه», نویسنده: متین سامانی تاريخ: جمعه 24 آذر 1396 ساعت: 11:55

صفحه بندی